عزت نفس

چقدر خود را می شناسیم و چه تعریفی از خود داریم ؟
آیا از تمام قابلیتها و توانائیهای انسانی خود آگاه هستیم ؟
در پاسخ به این سؤال که *من کیستم ؟* بیشتر به کدام جنبه های وجودی خود توجه می کنیم ؟
بسیاری از ما بیش از هر چیزی به جسم و ابعاد جسمانی خود می اندیشیم زیرا تنها چیزی که هر روز در آیینه می بینیم همان اندام و چهره ای است که قابل مشاهده و دیدن است.
بعضی از ما حتی از دیدن ظاهر خود در آیینه نیز طفره می رویم.
چهره خود را نمی پذیریم. از هیکل خود راضی نیستیم و با نگاه حقارت و ضعف خود را نظاره می کنیم.
در خلوت با خود می گوییم چرا موهایم …؟ چرا چشمهایم …؟ پوستم و اندامم به شکل دیگری نیستند.
اگر چشمانم رنگی بود و یا قدم بلند بود … یا پوستی شفاف داشتم و دوباره به جوانی باز می گشتم …
هزار و یک ایراد و اشکال و بر چسب روی خود می گذاریم.
قدرت و توان از ما گرفته می شود. درگیر احساساتی همچون ترس، نا امیدی، ضعف و بی ارزشی می شویم و اعتماد به خود را از دست می دهیم.

هچگاه خود را با تمام جنبه های وجود یتان دیده اید ؟
آیا به این فکر کرده اید چشمانتان تیره یا روشن ، پوستتان سفید یا سیاه ، موهایتان صاف یا فر و مجعد ، چه ساختمان عظیمی دارند و چه خلقت با شکوهی هستند.
چشم ها تیره باشند یا روشن هر دو قادرند ببینند ، اشک شوق بریزند، پلک بزنند و جهان را با تمام عظمتش نظاره کنند.
به این عظمت وجود خود و آفرینش بی نقص خود نگریسته اید ؟
می دانید که هر کدام از شما چقدر باشکوه و ارزشمند هستید؟
زیبایی را تو می سازی و شگفتی را تو خلق میکنی.
آنچه زیباست درون ماست. روح الهی که همه ما بدون استثنا و به طور یکسان از خداوند عالم هدیه گرفته ایم.
هر کدام از ما به عنوان یک انسان که لقب اشرف را به خود گرفته است؛ لیاقت قدم گذاشتن به این جهان را داشته ایم.
آمده ایم زیبایی ها را ببینیم ، بشنویم ، احساس کنیم و بیافرینیم.
عزت نفس در این است که من خود را با هر شکل و ظاهری و با هر قد و هیکلی ارزشمند و لایق ببینم.
ما انسانها بالاترین مقام یعنی خلیفه اللهی و جانشینی خدا در زمین را از آنِ خود ساخته ایم.
من و شما و همگان انسانهایی هستیم که با لباس جسم دنیا را تجربه می کنیم . فرقی ندارد که این لباس چه شکلی داشته باشد.
مهم این است که ما هم اکنون در این جهان هستیم . می توانیم قدم بر زمین بگذاریم و شکوه زندگی کردن را احساس کنیم.
بوی زندگی را استشمام کنیم و لحظات پر از احساس را در دنیایی بسازیم که برای قدم نهادن در آن لحظه شماری کرده ایم.
خلق احساساتی همچون عشق و امید ، شور و هیجان همراه با حس بودن ، خواستن و داشتن است که به ماارزش و بها می دهد.
چه بسیارند کسانی که زیبایی ظاهری دارند اما خود واقعیشان را فراموش کرده اند.
نمی دانند کیستند و چه گوهر نابی در وجودشان خانه دارد.
تفسیر آنها از خود فقط در جسمشان خلاصه می شود. تنها همان رنگ و لعابی را می بینند که به چشم می آید و روح و جانی که هدیه خدا به آنها ست را فراموش می کنند.
وقتی آدمی ملاک ارزشمندی خود را در جسم و ظاهرش خلاصه می کند دیگر قادر به دیدن ارزش های درونی اش نیست.
قدرتها و توانائی های درونی خود را از یاد می برد و از روح قدرتمند و زیبایش که نه پیر می شود و نه از بین می رود؛ غافل می شود.
من در این مقاله به دنبال یک تعریف کلیشه ای از عزت نفس نیستم؛ فقط می خواهم به شما دوست عزیز بگویم که بهترین ، با ارزش ترین و محبوبترین موجود نزدِ خدا یی هستی که لحظه به لحظه تو را همراهی می کند.
دوستدار و خواهان توست و هیچگاه رهایت نمی کند.
اکر خود را با نگاهی تازه ببینیم ؛ خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است را خواهیم دید. او که در خلوت و تنهایی، در سختی و ناامیدی یار و یاورمان است.
وقتی خود را فراموش می کنیم، حال دلمان را نمی پرسیم ، دست نوازش بر سر خود نمی کشیم و از خود بیگانه می شویم ؛ نیازمند می شویم . محتاج دیگران و به دنبال تایید این و آن هستیم. با هر تعریف و تمجیدی خود را می بازیم و با هر تحقیر و سرزنشی نیز خود را می بازیم.
آدم محتاج در هر دو صورت حقیر است. نیازمند و فقیر است. گدای محبت می شود و آنچه را که در خود دارد از دیگران می طلبد.
به قول حافظ شیرازی که چه زیبا می سراید:
سالها دل طلب جام جم از ما می کر وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

یک پاسخ به “عزت نفس”

  1. […] عزت نفس و اعتماد به […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *