پرش به محتوا

چگونه افکار منفی مانع اجابت خواسته ها می‌شوند؟

افکار-منفی-در-رسیدن-به-خواسته-ها

افکار منفی

وقتی در طول شبانه روز زمان‌های بیشتری از وقت خود را درگیر تمرکز و تفکر بر مشکلات، سختی‌ها و اتفاقات ناخوشایند می‌کنیم؛ حال خوب‌مان را از دست می‌دهیم. این همان شروعِ احساس بد است.

بسیاری از آدم‌ها روز‌ها و شب‌های خود را به نارضایتی و شکایت گره زده‌اند. اغلب اوقات ذهنشان بر قسمت‌های ناخوشایند زندگی‌شان متمرکز است. تصور می‌کنند که انسان‌های کم‌شانسی هستند و بر این باورند که قرعه به نامشان نیفتاده است و از قافلۀ خوشبختی عقب افتاده‌اند.
هر روز در حال مقایسۀ خود با دیگران اند. بیشتر به نداشته‌های خود توجه می‌کنند تا آنچه که دارند. همیشه در تلاش اند تا با سختی‌ها و مشکلاتشان بجنگند. احساس می‌کنند تنها چارۀ کار، جنگیدن با موانعِ سر راهشان است. اتفاقاً هر چه بیشتر با این موانع می‌جنگند، مشکلات بیشتری به آن‌ها هجوم می‌آورند.

قطعاً زندگی که همواره در جنگ و گریز باشد؛ دیگر زندگی آرام و لذت بخش نیست. این زندگی تنها میدان جنگ و کارزار است. بکوشید زندگیتان را در بستری آرام و شاد بنا کنید و از نبرد و جنگیدن ر‌ها شوید.

بعضی از نشانه های جنگیدن با شرایط زندگی

افرادی که بیشتر اوقات زندگیشان صحنۀ نبرد با مشکلات است اغلب:
خشک و انعطاف ناپذیرند و نمی‌تواند دیگران و عقایدشان را بپذیرند.
بیشتر مواقع در حال حرص و جوش خوردن هستند و با کوچکترین مشکلی از کوره در ‌می‌روند.
از دست خود و یا دیگران عصبانی و خشمگین می‌شوند.
هم خود را آزار می‌دهند و هم به دیگران آسیب می‌رسانند.
احساس ناتوانی و ناکافی بودن دارند چون هر چه بیشتر مقابله می‌کنند، مشکلات بیشتری را به زندگی خود دعوت می‌کنند.
با خودشان کنار نمی‌آیند و همواره خود را سرزنش می‌کنند.
جسم بیمار و بدنِ ناتوان نشانۀ خود‌آزاری و جنگیدن با مشکلات است.

بسیاری از آدم‌ها بیشترین زمان خود را صرف ناله و شکایت از زمانه و ناسازگاری با آن می‌کنند. این افراد همچون غریقی گرفتار در آب هستند که دست و پای بی‌خودی می‌زنند. زندگی را هم بر خود سخت می‌کنند و هم به کام اطرافیانشان تلخ.

با اطمینان به شما می‌گویم در این جهان هیچ شانسی در کار نیست. دنیا با تمام پیچیدگی‌هایش چنان منظم و دقیق است که هیچ اتفاقی در آن تصادفی نیست. همه چیز در زمان مشخص و در مکان مناسب خود در شرایط خاص خودش رخ می‌دهد.

↵ اگر بر این باورید که بداقبال یا بد‌شانس هستید و هیچ نقشی در زندگی خود ندارید به خطا رفته‌اید. اگر گمان می‌کنید همه چیز با شما سَرِ جنگ دارد و ساز دنیا برایتان ناکوک است به بیراهه می‌روید. با من همراه شوید تا با هم پرده از این راز برداریم و دلیل گم شدن و یا کم رنگ شدن خوشبختی را با شما به اشتراک بگذارم.

راز انرژی جهان

جهان و تمام هستی سرتاسر از انرژی تشکیل شده است. انرژی همان نیروی انجام کار است که نه به وجود می‌آید و نه از بین نمی‌رود. فقط از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند. همۀ ما برای انجام هر کاری و یا هر حرکتی به انرژی نیاز داریم.
هر انرژی در حال جذب و ربایش انرژی‌های شبیه به خودش است. از سوی دیگر انرژی‌های ناهمسان که شبیه به یکدیگر نیستند؛ همدیگر را دفع می‌کنند. هم چنان که انرژی‌های مثبت همدیگر را جذب می‌کنند؛ انرژی‌های منفی نیز لحظه به لحظه در حال جذب شدن به یکدیگر هستند.

تمام اتفاقات و شرایط زندگی همچنین احساسات و عواطف انسانی نوعی از انرژی هستند. اتفاقات منفی و احساسات بد شکلی از انرژی منفی هستند که با شرایط سخت‌تری پیوند می‌خورند. احساس بد و افکار منفی مقدمۀ به وجود آمدنِ احساسات و افکار ناخوشایند بیشتری هستند. درد و رنج که بزرگ شود؛ احساس خوب رنگ می‌بازد و به جای آن حس بد می‌نشیند.

هر لحظه ماندن در احساس بد و منفی، شرایط و اتفاقات منفی بیشتری را رقم می‌زند. اینجاست که آدم‌ها کم‌کم باورشان می‌-شود که بدشانس یا بد‌اقبال هستند. آن‌ها نمی‌دانند که خودشان اسباب اتفاقات بد و شرایط سخت را با احساس بدشان فراهم کرده‌اند. آگاه نیستند که این خودشان هستند که با افکارشان بنای خوشبختی را ویران کرده‌اند.

هر کدام از ما با انتخاب خودمان شرایط زندگی خویش را رقم می‌زنیم. اینجا هیچ تصادف یا اتفاقی در کار نیست. هر چه هست نتیجۀ طبیعی انتخاب‌ها و اعمال و رفتار‌های ما در طول زندگی است. نظمی که در جهان حکم فرماست غیر قابل توصیف است. همه چیز در جای خود و در مدار مناسب قرار گرفته است.

افرادی که معمولاً به افکار منفی در ذهن خود دامن می‌زنند، شرایط سختِ بیشتری را تجربه می‌کنند. اغلب با اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی و حوادث نامناسبی در زندگی روبرو می‌شوند و به همین دلیل احساس می‌کنند که بدشانسی آورده‌اند.

اما مشکل از جای دیگری آب می‌خورد. داستان تکراری رخ دادنِ اتفاقات بد و حوادث ناخوشایند برای بعضی از افراد، ماجرای دیگری است. مشکل اساسی چنین افرادی این است که مدت زمانی که در پی یافتن افکار منفی و بسط و گسترش آن بوده‌اند؛ به طول انجامیده است.

 صحبت کردن در مورد مشکلات با دیگران و ابراز و بیان بدبخت بودن؛ شرایط فرکانسی را نامناسب‌تر می‌کند. پشت سر دیگران بدگویی کردن، دروغ گفتن به خود یا به دیگران، حسادت، تهمت و بسیاری از خطا‌های رفتاری، انسان را در شرایطی مشابه قرار می‌دهد.

آن وقت است که افراد متوجه نمی‌شوند چرا پاسخی مناسب برای درخواست خود نمی‌گیرند. احساس می‌کنند دنیا با تمام امکاناتش در حال کُشتی گرفتن با آن‌هاست. هر چه تلاش می‌کنند بیشتر مغلوب می‌شوند. هر قدر دست و پا می‌زنند بیشتر غرق می‌شوند. در‌ها را بسته و راه‌ها را دور از خود می‌بینند.

غافل از آنند که توجه شان بر چیز‌هایی است که دوست ندارند. نمی‌دانند که در حال ارسال خواسته‌های اشتباه هستند. به راستی اغلب انسان‌ها در حال پیمودن جاده‌ای در زندگی خود هستند که به مقصد دلخواهشان نمی‌رسد. رنج سفر بر تنشان مانده است و احوال خوشی ندارند.
مثل این است که قصد رفتن به مشهد را داشته باشید اما سوار بر اتوبوس کرمانشاه شده باشید. هر قدر که پیش می‌روید، نه تنها به مشهد نمی‌رسید بلکه از آنجا دورتر می‌شوید.

افکار منفی و ناخوشایند همراه با احساس بد همان اتوبوس اشتباهی است که شما را از خواسته‌تان دورتر می‌کند. شما وقتی به سفر دلخواه خود می‌روید حتماً شاد و مسرورید و از نزدیک شدن به مقصدتان غرق در هیجانید. رسیدن به هر خواستۀ قلبی تنها با احساس خوب میسر است. حسی که شما را به وجد و شادمانی برساند نه احساسی که رنج‌آور و حسرت آفرین باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *