پرش به محتوا

خداوند کیست؟

خدا کیست

خداوند کیست؟

اندر دل من درون و بیرون همه او است           اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست

“مولانا”

باور کنید که خداوند روح و جان جاری در کل هستی است. مبدأ و منشأ هر چیزی در این جهان خداست. تفاوتی ندارد که او را چه بنامیم. خدا بخوانیم یا انرژی. پروردگار بگوییم یا نیروی برتر. او صاحب هر نام نیک و هر قدرتی است. هر چیزی تحت قدرت بی­ نهایت های اوست.

تمام انرژی عالم و هر حرکتی در این جهان وصل به اوست. هر حرکتی و هر جنبشی متعلق به خداوند است. حیات و حضور ریزترین موجودات این دنیا تا عظیم­ ترین موجودات هستی وابسته به حیات اوست. بدون او زندگی و حضور بی معناست.

خداوند وجودی بی‌نهایت است. سیستم و سامانه‌ای هدایتی است که در کل کائنات و هستی بیکران جاری است. آنچه خدا می­ نامیم چیزی جدای از ما و قوانین عالَم نیست. او در هر لحظه در حال هدایت و راهنمایی ما در مسیری است که می­ خواهیم. 

اگر آدرس را اشتباهی بدهیم؛ سیستم طبق همان آدرس و نشانی، ما را به مقصد می­ رساند. وظیفۀ سیستم ارائه خدمت رسانی به ماست اما هر لحظه با احساسمان ما را از خطایمان آگاه می­کند.

حس بد نشانۀ توجه بر ناخواسته ­هاست. حسِ بد یک علامت و نشانه است. یعنی آدرسِ خواستۀ واقعی شما به درستی ارسال نشده است. اگر نشانی آنچه می­خواهید درست باشد؛ یعنی شما به سمت آن در حرکت هستید. چیزی را که دوست دارید؛ حتماً حال­تان را خوب می­کند.

به یادتان می­آید وقتی غنچۀ آرزو درون­تان شکفته شد چه احساسی داشتید؟ حتماً به یاد می­آورید که احساس شادی و نشاط وجودتان را پر کرده بود و گل لبخند برلبتان نشسته بود. پس حالا چطور ممکن است در مسیر رسیدن به همان آرزو  احساس بدی را تجربه کنید؟

توصیف زیبای ملاصدرا فیلسوف بزرگ در رابطه با خدا

خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود…

پدر می‌شود یتیمان را و مادر

برادر می‌شود محتاجان برادری را

همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را

طفل می‌شود عقیمان را

امید می‌شود ناامیدان را

راه می‌شود گمگشتگان را

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را

شمشیر می‌شود رزمندگان را

عصا می‌شود پیران را

عشق می‌شود محتاجان به عشق را

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را

چگونه با ناملایمات برخورد کنیم؟

وقتی به ناملایمات و سختی ­ها در زندگی برمی­‌خورید؛ نترسید. گله و شکایت نکنید. عصبانی و خشمگین نشوید. همۀ آنها نشانه هستند. مشکلات به شما خبر می­دهند که توقف کنید. راه را اشتباه آمده ­اید. اگر راه ناهموار و سخت است احتمالاً اشتباهی رخ داده است.

موانع و سختی­ها به شما پیام می­دهند که دوباره مقصدی را که در جستجویش بوده­ اید؛ درخواست کنید. اما با حالِ خوب و احساس لذت. اکنون و اینجا که حالتان خوب نیست یعنی از مقصدتان دور شده ­اید. تنها به همین دلیل است که حالتان بد شده است. شما راه را گم کرده­اید. باید مقصد را بازیابی کنید.

چگونه راه را پیدا کنید؟

یافتن راه مقصدتان و شروع مجدد حرکت در مسیر خواسته ­تان بسیار آسان است. اما هماهنگ شدن دوباره و بازیابی خودتان ممکن است کمی دشوار باشد. راز بازیابی مسیر در احساس شماست. راه تازه را در احساسات خودتان باید جستجو کنید.

اگر می­‌خواهید تغییر جهت دهید و به مسیر اصلی باز گردید از احساس بد فاصله بگیرید. تنها با احساس خوب و رضایتمندی است که راه رسیدن به مقصدتان بارِ دیگر باز می­شود. گره بسته شدۀ مسیرتان را با حالِ خوبتان باز کنید. حالِ بدِ خود را نشانه بدانید و با شادمانی به استقبال حالِ خوب بروید.

نقش خداوند در رسیدن به خواسته­ هایمان چیست؟

خداوند نیرو دهنده و ناظمی بی ­رقیب و بی انتهاست. وجودی که همه چیز از او و در پیوند با اوست. به انسان­هایی که به خود و توانمندی هایشان اعتماد دارند؛ پیوسته از سر مِهر و احسان یاری می­ رساند. او هر لحظه نیروهای هستی را به بهترین شکل و آسان ترین صورت در خدمت شجاعان قرار می دهد.

خداوند انرژی جاری در جهان است که در همه چیز و در همه کس جریان دارد. اگر فکر می­ کنیم، تصمیم می­ گیریم یا عمل می­ کنیم تنها به یک دلیل است. تنها دلیل آن، حضور همیشۀ خداوند با ماست که زندگی را برایمان به جریان انداخته است. همۀ ما در هر لحظه وصل به انرژی بی انتهای خداوند هستیم.

خداوند با هر گلِ لبخند و با هر قطره اشکی با ما همراه است. خداوند در هر قلّه و در هر درّه­ای پا به پای ما می­آید. هنگام شور و شوق­مان هست. به وقت ترس و دردمان نیز هست. همیشه آمادۀ یاری دادن است. هر طور که بخواهیم و هر جور که اراده کنیم.

او ما را آزاد آفریده تا خود بخواهیم و خود تصمیم بگیریم. زندگی را در دستان ما قرار داده تا به هر شکلی و رنگی که دوست داریم در آوریم. اختیار با ماست که این انرژی را به کدام سو و در چه جهتی به کار می گیریم.

 

یادتان باشد خداوند روح جاری در تمام عالَم است و زبانِ روح « احساس» است. ما با احساس مان با خدا سخن می گوییم. به هر شکلی که فکر می­ کنیم و در هر شرایط احساسی که هستیم با خداوند و در ارتباط با او قرار می گیریم. اصلاً هیچ جدایی میان ما و او نیست. همیشه و در هر حالی با مهر و محبت با ماست.

می­دانم که با خواندن این مطالب قلبتان به شوق آمده اما ذهنتان پر از سؤال شده است. سؤالاتی که در طول عمرتان یک گوشۀ ذهنتان قایم شده ­اند. ترس نگذاشته است که پرسش­تان را عیان کنید و به دنبال پاسختان بروید. ترس از سوی شیطان است و اغلبِ ما عمری را با آن سپری می کنیم.

من به جای شما می­ پرسم. نگران نشوید من بسیاری از ترس هایم را دور ریخته­ ام. دیگر نمی­ خواهم فرصت­ های باقیمانده از عمرم را در بی خبری و ترس سپری کنم. می­ خواهم بدانم و بپرسم. دانایی برایم ارزشمندتر از هر چیزی است.

اگر خدا همیشه با من است پس چرا از خطاهایم آگاه نمی­ شوم؟

اگر مهربان است چطور مرا با دردها و رنج ­هایم گرفتار می ­بیند اما دست مرا نمی­گیرد؟

آیا خدا مرا به حال خود رها کرده است؟

او کجاست که صدایم را نمی ­شنود؟

 

آیا این سؤالات برایتان آشنا نیستند؟ فکر می­کنم کسی نباشد که زمانی این سؤالات را از خود نپرسیده باشد. یا به نوعی ذهنش با سؤالاتی شبیه به اینها مشغول نشده باشد. این سؤالات آغازی برای رشد و شکوفایی هستند. شروعی برای آگاهی و بیدار شدن از خواب زمینی.  

 

خداوند فرمان زندگیت را در دستان خودت گذاشته است. اختیارش را به تو داده است و نیروی لایزالش را در خدمت تو قرار داده است. این گوی و این هم میدان. همه چیز برای تو و در اختیار توست. ببین چگونه از تمام انرژی که در اختیار توست بهره می­بری؟

او همیشه هست حتی در سخت‌­ترین شرایط و دشوارترین مسیرها. همیشه با تو سخن می­ گوید. لحظه­‌ای رهایت نمی کند. باورش کن و دستت را در دستان پرمهرش رها کن. آغوش بازش را ببین که در هر حالی تو را فرا می­‌خواند. نمی شود گفت که مادر است یا پدر. او از هر کسی و از هر موجودی بر ما بندگانش عاشق­تر است.

اغلب ما ندای پر از مهرش را تجربه کرده ­ایم. گاهی کاری را انجام می­‌دهیم که به مشکل بزرگی برمی­‌خوریم. همان جا به یاد می ­آوریم که قبل از انجام آن کار حسی لطیف از اعماق قلبمان به ما پیام می­داد. گویی به ما می­گفت: اندکی صبور باش. قدری بیشتر بررسی کن تا راه های زیباتری را در پیش بگیری. کمی آرام باش تا از مسیر آسان‌­تری به مقصد برسی. اما از سوی دیگر عجله و شتاب مثل خوره به جانمان افتاده بود. به آن پیام گوش نسپرده بودیم و از مسیری سخت­‌تر به سوی مقصدمان حرکت کردیم. اما او باز هم هر جا که باشیم با ما همراه است و مراقب احوال ماست. 

1 دیدگاه دربارهٔ «خداوند کیست؟»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *